مشي و مشيانه اين روزها محمد محمدعلي براي انتشار جلد سوم سه گانه هاي روز اول عشق "مشي و مشيانه" كه افسانه آفرينش ايراني – آريايي است بسيار خوشحال است. او كه در كلاس هاي آموزشي اش همواره دقايقي را به داستان هاي عاميانه و متون كهن اختصاص مي دهد از من قول گرفت درباره "عزيز و نگار" و داستان هايم (قدم بخير مادربزرگ من بود و اژدهاكشان) صحبت كنم تا هنرآموزان تشويق شوند با نگاهي ديگر به متون، آداب و رسوم و باورهاي كهن، نگاه كنند.
محمدعلي در ابتداي جلسه (يكشنبه 4 /9/86) پيش از معرفي من و طبق روال جلسات خود، نخست نكات مهم هفته را متذكر شد و گفت جوانان نبايد در شكسته نويسي و محاوره نويسي افراط كنند.
اشاره دوم به ذي شعور بودن و باشعور بودن اشياء در داستان بود. مي گفت دادن صفت هاي انساني به اشياء و حيوانات مثل درخت و گرگ و باران و ... بيشتر در ادبيات ما مثلا در كليله و دمنه اتفاق افتاده و حالا مي بايست در صورت به كار گيري و دادن صفت به اشياء و حيوانات به عنوان يك روش براي نويسنده شناخته شود يا نشود.
نكته سوم، بحث داشتن وب سايت "تادانه" و "قابيل" مرا پيش كشيد و گفت: چون يوسف عليخاني داستان نويس و مردم شناس و محقق است و بيش از آن كه در ايران معروف و مشهور باشد در خارج از كشور، اسم و آوازه اي دارد.من درباره قابليت هاي متن در كامپيوتر جلوي او نمي خواهم صحبت كنم اما گفتني است كامپيوتر علاوه بر وظايف معمول اش قادر است با حافظه قوي اش يك كتابخانه معتبر به وجود آورد و در ايجاد فضايي متافيزيكي بكوشد. وقتي نويسنده از كتاب و كتابت بيرون مي آيد و در كامپيوتر با سطح و لايه هاي گوناگون و ساختارهايي چندگانه روبه رو مي شود تبديل به نظامي قدرتمند و ضد تك صدايي مي شود.

كارنامهقرار بود يكشنبه قبل بروم، از آقاي محمدعلي عذرخواهي كردم،‌ گفتم اختتاميه جشنواره فيلم است. امروز رفتم.

دو بار قبل از اين رفته بودم كارنامه. يك بار سال 1378، وقتي قرار بود با فرزانه طاهري گفتگو كنم. از روزنامه مناطق آزاد زنگ زدم كه براي صفحه آخر مي خواهم باهاتون گفتگو كنم. آدرس داد: ميدان وليعصر، بين چهارراه فلسطين و ميدان. طبقه چهارم بود اگر اشتباه نكنم.
هنوز بخار سماور آن روز را به خاطر دارم و هوشنگ گلشيري و كورش اسدي را. كورش اسدي در را باز كرد. خودم را معرفي كردم. خوشامد گفت و بعد گلشيري آمد جلو و دست داد. گفتم آمده ام با خانم طاهري گفتگو كنم.
بعد گلشيري و اسدي رفتند طرف سماور و من و خانم طاهري همان جلوي در نشستيم به گفتگو و من اصلا حواسم نبود چه سوالاتي مي پرسيدم؛ جذبه اي داشت گلشيري كه هراس به دل مي انداخت، حتي گفتگو با همسرش.
چهار سال قبلش با گلشيري تماس گرفته بودم براي گفتگو؛ همان وقت كه از قزوين آمده بودم. گفته بود خيلي اگه مردي داستان هام رو نقد كن، گفتگو پيشكشت! و شايد همين هم باعث شد هيچ وقت ديگر به كارنامه نروم و آن روز هم اگر مي دانستم گلشيري هم ممكن است در كارنامه باشد شايد نمي رفتم.

بار دوم سال 81 بود. نقد مجموعه داستان "آگهي نشر الف" نوشته احمد اكبرپور بود در جلسات نقد داستان كارنامه؛ ميدان آرژانتين. سجاد صاحبان زند و فتح الله بي نياز را براي اولين بار در همين جلسه ديدم.

و بار سوم امروز بود؛ ظفر. خيابان فريد افشار. كوچه نور. پلاك 24. كارنامه. ساعت 4 تا 7

اعتراف كنم هراس داشتم بروم. نرفته ام خب به جلسات اين چنيني. آخرين بار گمانم همان جلسات دوران بود كه داستان خوانده ام؛ سال 76. و تنها اميدم محمد محمدعلي بود كه هميشه دوستش داشته ام و قبلا هم نوشته ام كه لطفش هميشه شامل حال همه بروبچه هاي هم نسل من بوده. دوست داشتيد ديدارش را دوباره خواني كنيد.

ديرتر نرسيدم اما وقتي رسيدم همه رسيده بودند. ساعت چهار بود دقيقا. بعد رفتيم داخل كارگاه. انوشه منادي هم آمد كه چه شادمان شدم از ديدنش. هميشه تعريفش را شنيده بودم و مي دانستم از پايه هاي ثابت جلسات داستان گلشيري بوده و از داستان نويساني كه خيلي ها حسرت خورده اند كه چرا كمتر داستان مي نويسد و چسبيده به فيلمنامه نويسي؛ درست مثل اصغر عبداللهي و علي موذني و يكي دو نفر ديگر.
نگاهش آرام بود و مهربان و اين باعث شد راحت بگويم كه دوستش داشته ام تمام اين سال ها.

امروز صبح وقتي آقاي محمدعلي زنگ زد پرسيد: يزدان‌بُد را مي شناسي كه؟
گفتم بله. از دوستان اينترنتي است. سه چهار سالي است مي شناسمش در وب، اما تا به حال نديدمش.

بعد اميرحسين يزدان‌بُد را ديدم. بوسيدمش و نگاه آرامش را كه ديدم دوربين را دادم دستش كه دست‌پختش را بعد از يادداشت مي بينيد. نمي‌دانم چرا ولي احساس كردم در چند سال آينده از يزدان‌بد زياد خواهيم شنيد.

بعد بچه هاي كلاس آمدند.
بعد آقاي محمدعلي، انوشه و من را معرفي كرد.
بعد من و انوشه خودمان را معرفي كرديم.

آن وقت خانم ژيلا سربازي، يك ربعي درباره عزيز و نگار حرف زد؛ بخش هايي از نسخه گركاني را هم به خوبي خواند.

بعد خانم اباذري داستاني خواند با فضايي كاملا اينترنتي و وبلاگي.

آن وقت آنتراكت بود.

مهراد برزگر بعدش داستاني خواند با زباني پاكيزه و فضايي مينياتوري درباره يك عشق در روستا.
بعد بچه ها نقدش كردند.
انوشه منادي داستان "دادگاه" را خواند از مجموعه آماده چاپش: باغ فيض. موجز بود و جزيي نگر با ديالوگ هايي امروزي و در واقع "يه ته بندي كرديم!"
نقدش كردند بچه ها.

نوبت به من رسيد. داستان "ملخ هاي ميلك" را از كتاب "اژدهاكشان" خواندم.
اول سكوت شد.
سكوت بعد از داستان آدم را مي ترساند.
بعد نقدش با حرف هاي خانم غزال زرگر اميني آغاز شد و بعد اميرحسين يزدان بد حرف زد و آن وقت منائي.
چند نفر از خانم ها حرف زدند و بعد محمدمحمدعلي و انوشه منادي.
چقدر كيفي مي دهد داستان خواندن در جمع و بعد نقد شدن. چه پيشنهادات خوبي داده مي شود. وسوسه شدم دستي به سروگوش داستان ببرم ؛ شايد براي چاپ بعد.

محمدعلي گفت از نظر من هر داستاني به چشم بيايد در طبقه بندي امتيازگيري نيز قرار مي گيرد اين داستان "ملخ هاي ميلك" در مجموعه "اژدهاكشان" از نظر من 30 درصد امتياز ِ انتخاب فضاي بكر مي گيرد، 30 درصد امتياز ِ مضمون تازه مي گيرد و ما اكنون پس از اين جلسه و كارگاه به جهت ديدن فضايي پوينده و شنيدن نظرات سازنده اي كه جوان ها در اختيار ما قرار مي دهند مي توانيم از پيشنهادهاي خوب آن ها استفاده بكنيم و فكر نكنيم كه يك داستان با يك بار چاپ شدنش، پرونده اش براي هميشه بسته شده است. از نظر من هر داستاني تا مرگ نويسنده مي تواند رو به تكامل و ترقي و بهتر شدن و منطقي شدن (و يا حتي غيرمنطقي شدن) پيش برود. من به يوسف عليخاني پيشنهاد مي كنم چنانچه نظرات جوان ها را تا آن حدي كه پذيرفته است و با پسندش مطابقت دارد در مورد اين داستاني كه از حد قابل قبولي فراتر رفته است بپذيرد و اجراي تازه اي از آن را خارج از كتابي كه چاپ شده تهيه كند و آن را در محافل گوناگون بخواند، نه داستاني كه لزوما در كتاب چاپ شده. اين روش را مي توان درباره همه داستان ها به كار برد و در چاپ هاي بعدي آن را اعمال كرد. تنها وظيفه ما در جهان داستان نويسي تكميل داستان و زيباتر كردن آن و دادن اجراهاي جديد از آن است. در جهان پست مدرن اجراي داستان تازه از هر داستان حتي قديمي و كلاسيك از رفتارهاي شايسته شمرده مي شود. با اجراهاي تازه است كه ما توجه مان را به راوي تازه آن داستان نشان مي دهم.

رسم جلسه بر اين است كه مهمان جلسه، كتابش را براي بهترين داستاني كه در جلسه خوانده مي شود امضا كند به رسم يادگار و يك كتاب از جلسه هم با امضاي تمام اعضا، تقديم شود به مهمان.
كتاب دريغ از روبه روي محمدعلي را برايم امضا كردند و من هم يك جلد "قدم بخير مادربزرگ من بود"‌ و يك جلد "اژدهاكشان"‌ امضا كردم براي مهراد زرگري.

و جالب اين كه جلسه در دو بخش برگزار شد. بخش اول ساعت 4 شروع شد تا ساعت 6. بخش دوم هم از 6:15 تا 8:35. يعني يك چيزي حدود چهار و نيم ساعت.

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه
انوشه منادي، يوسف عليخاني و محمدمحمدعلي

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه
انوشه منادي

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه
ژيلا سربازي

كارگاه داستان نويسي كارنامه
اميرحسين يزدان‌بُد

كارگاه داستان نويسي كارنامه
حميدرضا منائي

كارگاه داستان نويسي كارنامه
مهراد زرگر

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

كارگاه داستان نويسي كارنامه

اژدهاكُشان - مجموعه داستان - يوسف عليخاني

Labels: , ,

youssef.alikhani AT yahoo DOT com
DIRECTOR: Yousef Alikhani
COUNTRY/CITY: Iran/Qazvin
TIME : 28'
FORMAT: miniDV
SCRIPT WRITER: Y.A
PHOTOGRAPHER : Y.A
EDITOR: Hamed Kalje'ee
SOUND: --
MUSIC: Selected by Yusef Alikhani
PRODUCER: IYCS (Qazvin)
DATE OF PRO: 2004-2006
SYNOPSIS: A love story narrated by the villagers.

Labels:

youssef.alikhani AT yahoo DOT com
چاپ دوم "عزيز و نگار" به بازار كتاب آمد
عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه هيچ‌وقت "عزیز و نگار" را کتاب خودم ندانسته‌ام در این هفت هشت سال گذشته، چنان که هرگز "نسل سوم" را کاری خلاقانه ندانستم و یا "ابن‌بطوطه" را. با این حال مثل نفرینی خوش‌آیند همراه عزیز و نگار شده‌ام در این چند سال و در معرفی‌شان، آن کردم که با مجموعه داستان "قدم‌بخیر مادربزرگ من بود" کرده‌ام؛ معرفی و پیگیری و به دیدار آمدن‌شان.
در جمع‌های دوستانه هم بارها گفته‌ام به دوستانی که من را صاحب چند کتاب دانسته، گفته‌ام یک کتاب دارم و نامش این است و یک کتاب دیگر دارم که زیر چاپ است و نامش این است: اژدهاکشان.
"عزیز و نگار" حاصل یک کنجکاوی بود در شناخت داستانی از مردم زادگاهم، الموت و طالقان و "نسل سوم" نتیجه سرک کشیدن‌هایم در جمع بزرگان نسل‌سومی و نویسندگانی که آن زمان یک یا دو یا نهایت سه کتاب منتشر کرده‌بودند و البته زمانی که یک‌دهم از آن سه هزار صفحه گفتگو را دادم به ناشر، هرگز از آن خودم ندانستم و برای همین انتشار "قدم‌بخیر ..." در سال 82 خوشحالم کرد و حالا در انتظار در آمدن "اژدهاکشان" مانده‌ام.
در هر حال مثل تمام پدرخوانده‌ها که سعی دارند فرزندخوانده‌های خود را مانند فرزندان خود دوست داشته باشند، من هم سعی کرده‌ام "عزیز و نگار" و "نسل سوم" و "ابن‌بطوطه" را دوست داشته‌باشم و کم کاری نکنم برایشان.
حالا هم پنهان نمی‌کنم شادی‌ام را از انتشار مجدد کتاب "عزیز و نگار" که مدتی قبل هم شبی از شب‌های بخارا به آن اختصاص یافته بود و فیلمی که از راویان این عشقنامه در روستاهای طالقان و رودبار الموت و رودبار شهرستان گرفته‌ام در آن پخش شد.
چاپ دوم کتاب "عزیز و نگار" (بازخوانی یک عشقنامه) به‌وسیله نشر ققنوس و با قیمت 2200 تومان این بار هم تقدیم شده‌است به راویان طالقانی، رودبار الموتی، رودبار شهرستانی، تنکابنی، اشکوری، گیلانی و مازندرانی این قصه عامیانه.
***
مرتبط
حكايت مكرر "عزیز و نگار" ... اينجا
" عزیز و نگار " یوسف علیخانی به چاپ دوم رسید ... اینجا
«عزيز و نگار» به چاپ دوم رسيد ... اينجا
عزيز و نگار دوم ... اينجا

درباره يوسف عليخاني ... اينجا

Labels:

youssef.alikhani AT yahoo DOT com
شب عزیز و نگار | شب‌های بخارا
گزارش ... اینجا
عکس‌ها ... اینجا
***
گزارش "رادیو زمانه" را بشنوید ... اینجا
گزارش و عکس‌های رضا هدایت ... اینجا
گزارش "رادیو فردا" را بشنوید ... اینجا
***
درباره فیلم مستند "عزیز و نگار" ... اينجا
نقد حسن فرهنگی ... اینجا
نقد جواد عاطفه... اینجا و اينجا و اينجا
متن سخنرانی علی دهباشی ... اینجا
متن سخنرانی مه جبین مهاجر ... اینجا
متن سخنرانی ژیلا مشیری ... اینجا
عکس‌های کیان امانی ... اینجا
***
***
شب های بخارا ... اینجا
انتشارات ققنوس ... اینجا
شب‌های بخارا؛ شب عزیز و نگار ... اینجا


شب عزیز و نگار از سری شب های بخارا روز پنجشنبه نوزدهم بهمن ماه به همت مجله بخارا و انتشارات ققنوس، در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار ‌شد.

عزیز و نگارِ - آخرین حلقه گمشده دلدادگان عاشق
علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا و برگزار کننده شب های بخارا در آغاز برنامه گفت: عزیز و نگار، داستان دو دلداده طالقانی است که قدمت آن به چند قرن می رسد. به احتمال قریب به یقین باید داستان عشق عزیز و نگار را آخرین حلقه گمشده دلدادگی عاشقان دانست که بارها در تاریخ ادبیات فارسی شاهد برخی از آن ها بوده ایم.
به گفته ی او، عزیز و نگار نیز چون باقی عاشقان پس از طی مرحله عشق زمینی -چنانچه عارفان بر آن قائلند- به عشق آسمانی دست می یابند و جالب این که جز در عزیز و نگار چاپ شرکت نسبی کانون کتاب ناصر خسرو که در آن عاشق و معشوق به خیر و خوشی به هم می رسند و داستان به پایان می رسد، در باقی روایت ها شاهد غرق شدن آن ها در آب شاهرود یا غیب شدن شان هستیم. در روایت کمالی دزفولی هر دو سنگ می شوند.
دهباشی یادآوری کرد: اگر شاعران پارسی گوی بر منظوم ساختن عشقنامه های عامیانه همت نمی گماردند، ما امروز به هیچ وجه داستان های زیبایی چون شیرین و فرهاد، وامق و عذرا، لیلی و مجنون و بسیاری داستان عاشقانه دیگر را در ادبیات مکتوب فارسی نداشتیم.
سردبیر مجله بخارا به نقل از مقدمه کتاب "عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه" علیخانی اظهار داشت: علیخانی نوشته است: برایم همیشه سوال بود که چه چیزی در این داستان وجود دارد که همه را بر آن وا می داشت هر شب پای داستانی بنشینند که شب قبل و شب های قبل تر آن را شنیده بودند. حالا و پس از بررسی روایت های گردآوری شده احساس می کنم همگی هر شب در انتظار کوچک ترین تفاوتی در اصل داستان بوده اند و شاید همین موضوع باعث شده که راوی سعی کند هر بار اندکی بر داستان بیفزاید و اشعار عزیز و نگار را با آوازی دلنشین تر برخواند.
او ادامه داد: علیخانی قصه "عزیز و نگار" را متنی مردم شناسانه می داند و معتقد است که خواننده، بویژه محقق و اهل علم، با مطالعه وقایع این عشقنامه به شناخت قابل توجهی از حدود جغرافیایی کوه های البرز و تات نشین های این منطقه، محیط اجتماعی، فرهنگی و غیره آن ها دست خواهد یافت.
بانی شب های بخارا در پایان خبر از چاپ متن کامل مقالات و سخنرانی های این شب در مجله بخارا اسفندماه داد.

از روایت شفاهی طالقان تا نسخه های چاپی تهران و گیلان
تاریخ طالقان، پیشینه افسانه عزیز و نگار و چاپ ها و روایت های مکتوب و شفاهی موجود از این افسانه از جمله مباحثی بودند که در سخنرانی مه جبین مهاجر، محقق، نویسنده و سخنران شب عزیز و نگار به آن ها اشاره شد.
مهاجر عزیز و نگار را یکی از داستان های عاشقانه رایج در کوهپایه های طالقان دانست که جدا از روایت های شفاهی آن در طالقان، نسخه های خطی و چاپی متعددی نیز از آن در تهران و گیلان به انتشار رسیده است.
نسخه خطی به زبان رودباری، نسخه عبدالرحمن عمادی، نسخه چاپی که توسط اسلام کاظمیه به دست آل احمد رسید و ... از جمله چاپ های این افسانه هستند که مهاجر در مقاله خود از آن ها یاد کرد.
به گفته او، آخرین نوشته ی منظوم افسانه عزیز و نگار نسخه ای است که حاج محمدعلی اکبریان به مثنوی سرود و قدیمی ترین نسخه چاپی آن نیز پیش از سال ۳۱ توسط وحدت ملی به انتشار رسید.
روایت های بالا طالقانی و پایین طالقانی و گویش های متفاوتی که در روایت این افسانه عاشقانه به کار رفته از مباحث دیگر سخنرانی این پژوهشگر بود.
مهاجر در این نشست خلاصه ای از داستان عزیز و نگار را نقل کرد و درباره تاریخ، جغرافیا و برجستگان فرهنگ و ادبیات طالقان نیز توضیحاتی ارایه کرد.

بیشترین افسانه های عاشقانه جهان از آن ایران است
در شب "عزیز و نگار" عنوان شد: شمار افسانه های عاشقانه شفاهی در ایران از منظر تعدد با هیچ کجای جهان قابل قیاس نیست.
محمد جعفری قنواتی، پژوهشگر ادبیات شفاهی و مولف کتاب "روایت های شفاهی هزار و یکشب" در شب "عزیز و نگار" - افسانه های دو دلداده ی طالقانی - که به کوشش مجله "بخارا" عصر روز پنجشنبه ۱۹ بهمن در تالار بتهون خانه هنرمندان ایران برگزار شد با بیان این مطلب گفت: عاشقانه های افسانه ای ایران، از مهم ترین ژانرهای ادبیات و حوزه تمدن و فرهنگ این سرزمین بوده اند و تعدد حکایت های واقعی سرگذشت دو دلداده در ایران ما منجر به ایجاد گونه ای خاص از ادبیات شفاهی شده است.
او در ادامه به تفاوت داستان های عاشقانه شفاهی و مکتوب اشاره کرد و با یادآوری این که ادبیات مکتوب بیش از ادبیات شفاهی متاثر از ادبیات سامی است اظهار داشت: تفاوت مهم افسانه های ما با افسانه های سامی در این است که دلدادگان عاشقانه شفاهی ایران فعال هستند و برای وصال دست به هر کاری می زنند.
آمیختگی نظم و نثر در روایت، سفر دلدادگان و اهمیت دادن به مسایل اخلاقی از جمله ویژگی هایی بود که این پژوهشگر در بررسی افسانه های عاشقانه شفاهی ایران برشمرد.
قنواتی، عزیز و نگار را از جمله افسانه های عاشقانه دل انگیزی دانست که مبنای پیدایش آن واقعیت بوده اما در جریان نقل شفاهی و سینه به سینه مردمان آن منطقه، جنبه ای افسانه ای پیدا کرده است.
او در پایان با یادآوری این که اهمیت دادن دلدادگان به اخلاق، از ویژگی های بارز افسانه های عاشقانه ایران است، گفت: کاش چاپ و انتشار این افسانه ها شکل گسترده تری می گرفت تا مشخص شود که منافاتی بین اخلاق و عشق وجود ندارد.

عرف و شرع پایان قصه های عاشقانه را رقم می زند
سعید موحدی، پژوهشگر و دیگر سخنران این جلسه نیز به بررسی نقش باور مذهبی و شرعی مردمان در پیشبرد قصه و پایان ماجرای عاشقانه دلدادگان افسانه های ایرانی پرداخت.
او با یادآوری فصل مرگ عزیز و نگار در این افسانه، اظهار داشت: مردم از طرفی خود را ملتزم به شرع و عرف می دانند و از سوی دیگر خود یا عاشق بوده اند یا دوست داشته اند عاشق بشوند. میل به عشق از جهتی آنان را به پرداختن این افسانه ها واداشته و از آن سو، برای این که نظام اجتماعی زندگی شان به هم نریزد، پایان این قصه ها را با مرگ دلدادگان رقم می زنند تا هر دو نیازشان برآورده شود.
موحدی قطعه تنهایی عزیز و نگار در خرمن را مورد نظر قرار داد و گفت: شمشیری را که این دو در وقت خواب در میان می گذارند، التزام به شرع و باور مذهبی مردم است که به داستان وارد می کند.
گردآورنده قصه هایی از کتاب "شوقات" ادامه داد: پر سوز و گدازی این افسانه ها تماما محصول هجران و فراق دلدادگان است چرا که با وصال آن ها داستان به پایان می رسد.
سیاه و سفید شدن شخصیت ها در گذر نقل راویان و صیقل خوردن آن ها در مرور زمان مبحث دیگر سخنرانی سعید موحدی بود.
این پژوهشگر در این باره شخصیت "کل احمد" را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: کل احمد - شوهر نگار و رقیب عزیز - به روایتی همانطور که علیخانی نیز در کتاب "عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه" اشاره کرده، در ابتدا "گل احمد" نام داشته، اما مردم برای بد جلوه دادن او، نامش را به "کل احمد" (احمد کچل) تغییر داده اند.
او در پایان "خداگونه ای" عشق دو دلداده این افسانه را نیز متاثر از باور مردمان منطقه الموت و طالقان دانست و یادآوری کرد که میل به حفظ نظم اجتماعی و مراعات شرع، تاثیر مهمی در شکل گرفتن این افسانه ها و پایان آن ها دارد.

صنایع ادبی به افسانه های شفاهی راه ندارند
ژیلا مشیری، پژوهشگر ادبیات شفاهی و از سخنرانان شب عزیز و نگار، افسانه ها - شعرها را گونه ای از ادبیات دانست که به صورت نثر-دوبیتی از زبان قهرمان یا راوی برای توصیف افسانه روایت می شوند و عموما پایان خوش ندارند و سپس به بررسی ویژگی های آنان پرداخت
او در این باره به چاپ انتشارات کانون نسبی کتاب ناصر خسرو و روایت های سیدمحمدتقی میرابوالقاسمی، محمدعلی اکبریان و سیدعلی کمالی دزفولی از این افسانه ها اشاره کرد و از میان آن ها، نسخه کمالی دزفولی را به سبب به کار گیری صنایع ادبی در روایت عزیز و نگار، ضعیف ترین نسخه توصیف کرد.
مشیری گفت: ادبیات شفاهی تاثیر خود را مرهون میزان توجه آن به وجه شنیداری است و صنایع ادبی به این گونه از ادبیات راه ندارند.
وی در فرازی از سخنان خود به نامشخص بودن اولین راوی افسانه های عاشقانه اشاره کرد و در این باره با صحه گذاشتن بر مقدمه علیخانی در کتاب "عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه"، اظهار داشت که جستجوی نسخه اصل عزیز و نگار ضروری نیست چرا که مناطق طالقان، رودبار الموت، رامسر و بخش هایی از گیلان، هر کدام روایت ویژه خود را از این قصه عاشقانه نقل کرده اند.
این پژوهشگر در پایان خواستار توجه به وجه موسیقایی افسانه های عاشقانه شفاهی شد و دوبیتی های سروده شده در آن ها را نیز شایسته توجه جدی اهل تحقیق دانست.

روایت علیخانی جنبه علمی و مردم شناسانه ندارد
سیداحمد وکیلیان، مدیر فصلنامه فرهنگ مردم نیز در این نشست بخش هایی از نقد عنایت الله مجیدی، پژوهشگر و رئیس کتابخانه دایره المعارف بزرگ اسلامی بر کتاب علیخانی را برای حاضران خواند.
او پس از ارائه پاره ای از توضیحات درباره فرهنگ و هشتاد و شش پارچه آبادی موجود در منطقه طالقان، ضعف عمده کتاب علیخانی را در عدم توجه وی به جنبه مردم شناسانه این افسانه دانست و گفت: هدف از گردآوری این دست افسانه ها حفظ گویش و هویت مناطق است اما به این مورد در اثر علیخانی چندان که باید توجه نشده است.
وکیلیان اظهار داشت: از خرده های دیگری که مجیدی از این کتاب گرفته است، کاستی های پژوهشی اثر علیخانی است که از جمله آن ها می توان به جای خالی روایت "بالاروچ"ی های الموت از این افسانه و تاثیر باورهای مذهبی سخت مردم منطقه در روایت عزیز و نگار اشاره کرد.
او همچنین به نقل از عنایت الله مجیدی اظهار داشت که گنجاندن اعلام جغرافیایی در این کتاب، افزوده ای اضافی است که چهره افسانه ای داستان را کمرنگ می کند و گفت: چه خوب بود که جای این توضیح اضافات، اشعار با گویش محلی شان ضبط می شدند.
مدیر فصلنامه فرهنگ مردم در پایان کار علیخانی را با وجود تمام کاستی های آن، در خور تقدیر دانست و گفت: علیخانی این اثر را بی هیچ امکاناتی تنها از روی عشق و علاقه اش به قصه های عامیانه که بخشی مهم از شاکله فرهنگ ایران هستند، گردآورده است.

روایت پدر از نگار و مادر از عزیز
یوسف علیخانی، نویسنده مجموعه داستان های "قدم بخیر مادربزرگ من بود" و "اژدهاکشان" و گردآورنده کتاب عزیز و نگار در این نشست درباره سابقه آشنایی اش با قصه عزیز و نگار و مراحلش توضیحاتی ارائه داد.
او گفت: کنجکاوی من در گردآوردن این قصه زمانی برانگیخته شد که دیدم پدر روایتی از عزیز و نگار دارد که با روایت مادر متفاوت است و جالب این بود که هر دوی این ها روایت من را که از چاپ ناصر خسرو برایشان نقل می کردم، اشتباه می دانستند.
علیخانی افزود: تا ۹ سال پیش چیزی از این قصه نمی دانستم تا این که دوست و همکارم، افشین نادری که می دانست الموتی هستم من را با افسانه عزیز و نگار آشنا کرد و پس از آن نسخه ای از چاپ ناصر خسرو مربوط به ۱۳۳۰ را پیدا کردم.
وی در ادامه اظهار داشت: کنجکاوی من بهانه شد تا نسخه های دیگر این افسانه را نیز بیابم و در کنار هم منتشرشان کنم اما آنچه برایم مهم تر بود نقل روایت ناقلان بی اسم و رسمی بود که در روستاهای طالقان و الموت می زیستند.
یوسف علیخانی با تایید کردن کاستی هایی که عنایت الله مجیدی از کتاب وی برشمرده بود، گفت: بخشی از این انتقادها را قبول دارم و سعی می کنم در چاپ های بعدی در رفع آن ها بکوشم.
وی افزود: جلد دوم قصه عزیز و نگار را با عنوان "نسخه های شفاهی عزیز و نگار" آماده انتشار کرده ام که امیدوارم با انتشار این روایت ها بسیاری از انتقادها برطرف شود.

در پايان مراسم نيز فيلمي مستند درباره راویان "عزيز و نگار" در روستاهای طالقان و الموت به‌نمايش درآمد. این فیلم قرار است به همراه سی‌دی شب "عزیز و نگار" به علاقمندان این قصه عامیانه ارائه شود.

سیف‌الله گلکار، خاچیک خاچر، مهرانگیز روح‌آفرین، کیان‌دخت نورافروز، دکتر محمود حسینی‌زاد، هاشم بناپور، ناصرالدین حسن‌زاده، دکتر سهراب فتوحی، خجسته کیهان، فرخنده آقایی، ناهید طباطبایی، فرزانه قوجلو، فریدون حیدری ملک میان، امیر حسین زادگان، حسن لطفی، محمد حسینی، محسن فرجی، علیرضا حسنی آبیز، بهنام ناصح، رسول یونان، حسن فرهنگی، ابراهیم رهبر، علی بهبهانی، ساسان والی زاده، جواد عاطفه، سعید طباطبایی، یاسین نمکچیان، سپینود ناجیان، مهدی محی الدین بناب، هایده صابری، اصغر نوری، علیرضا سیف الدینی، تورج خامنه زاده، رضا هدایت، جواد آتشباری، علیرضا روشن، بهنام قلی پور، مریم آموسا، حسن همایون، کیان امانی، عباس حسین نژاد، علی کاظم لو، مریم رییس دانا، بهار هاشمی، منصوره اشرافی، فرشید رحیمی، سوسن قائم‌مقام، رکسانا خالقی، ترانه مسکوب، شهاب دهباشی و جمعی از اهالی فرهنگ و مردم رودبار و الموت و طالقان از جمله حاضران شب عزیز و نگار بودند.
علی دهباشی



شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
یوسف علیخانی

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
امیر حسین زادگان،‌ مدیر انتشارات ققنوس

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
مه جبین مهاجر

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
فرخنده آقایی، نویسنده

ناهید طباطبایی، ‌نویسنده

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
علی بهبهانی، مترجم و فرزند سیمین بهبهانی

محمد جعفری قنواتی

مهدی محی الدین بناب

علیرضا سیف الدینی

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
رضا هدایت، نقاش، ‌استاد دانشگاه و داستان‌نویس

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
فرزانه قوجلو، مترجم

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
حسن لطفی، داستان‌نویس و فیلم‌ساز

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
محمد حسینی،‌ نویسنده و ویراستار

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
فریدون حیدری ملک میان، نویسنده

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
سعید طباطبایی، داستان نویس -محسن فرجی-علیرضا حسنی آبیز، شاعر

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
محسن فرجی، داستان نویس و خبرنگار


شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
سيف‌الله گلکار، مترجم

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
خاچیک خاچر، نویسنده-مهرانگیز روح‌آفرین، مترجم-کیان‌دخت نورافروز، نویسنده و مترجم

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
اصغر نوری، نمایشنامه‌نویس

سعید موحدی

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
بهنام قلی پور، خبرنگار و مدیر کافه تیتر

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
جواد عاطفه، داستان نویس و منتقد و خانم عاطفه

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
ابراهیم رهبر، داستان‌نویس

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
دکتر محمود حسینی‌زاد، ‌نویسنده و مترجم

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
هاشم بناپور، مترجم و ویراستار -ساسان والی‌زاده،‌شاعر


شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
ژیلا مشیری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
علی بهبهانی-فرخنده آقایی-تورج خامنه زاده

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
علیرضا روشن، شاعر و خبرنگار-کیان امانی، عکاس


شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
مهدی محی الدین بناب و هایده صابری از اساتید روان‌شناسی

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
فرشید رحیمی

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
سپینود ناجیان، داستان‌نویس-صبا منصوری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
بهنام ناصح، مترجم و سردبیر مجله ماندگار

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
مریم آموسا، شاعر و خبرنگار

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
منصوره اشرافی، شاعر و نقاش

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
ناصرالدین حسن‌زاده، مجموعه‌دار اسناد مشروطیت

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
سید احمد وکیلیان

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
دکتر سهراب فتوحی، رئیس انجمن دوستی ایران و فرانسه

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: رضا هدایت
سیداحمد وکیلیان و خانم زنگنه

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری

شب عزیز و نگار - عکس: جواد آتشباری
نگار تقی زاده-علی دهباشی-ناهید طباطبایی-فرخنده آقایی-یوسف علیخانی-فریدون حیدری ملک میان-محسن فرجی-بهنام ناصح
عکاس: جواد آتشباری و رضا هدایت
***
لینک های مرتبط
قصه‌ای از شب‌نشینی‌های مردم ... اینجا
در کوه و دشت به دنبال یک قصه ... اینجا
قصه‌هایی که تکثیر می شوند... اینجا
عزیز و نگار و داستان‌های عامیانه ... اینجا
بازآفريني يك داستان عشقي گمنام ... اینجا
نقدهایی بر عزیز و نگار در سایت ققنوس ... اینجا
ویکیپدیا
شب هاي بخارا ... اينجا

aziz o negar

عزیز و نگار-بازخوانی یک عشقنامه ... اینجا


3:14 از مستند عزیز و نگار/ 26 دقیقه

مرتبط
گزارش "رادیو زمانه" را بشنوید ... اینجا
عزيز و نگار - کتاب و فیلم ... اینجا
گفتگو درباره عزيز نگار ... اینجا
شب عزیز و نگار ... اینجا

Labels:

youssef.alikhani AT yahoo DOT com